پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
حکایت
نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور 1396
بازدید : 72
نویسنده : saberhp

مجنون از راهے میگذشت.


جمعے درحال خواندن نماز بودند. مجنون از لا بہ لاے نماز گذاران رد شد.


 جماعت تندو تند نماز را تمام ڪردند. همگے ریختند بر سر مجنون. گفتند بے تربیت ڪافر شدہ اے.


مجنون گفت. مگر چہ گفتم.


گفتند مگر ڪورے ڪہ از لاے صف نماز گذاران میگذرے.


 مجنون گفت. من چنان در فڪر لیلا غرق بودم ڪہ وقتے میگذشتم حتے یڪ نماز گذار ندیدم.


شما چطور عاشق خدایید و در حال صحبت با خدا همگے مرا دیدید!!!!!!





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران