الدرسُ الاوّل :
كلمه ها و تركيب هاي تازه :
ألأنَ: نرم کرد تبیّنَ:بیان شد
المرأة:زن(ضده:الرجل:مرد) الحجارة:جمع حَجَر،سنگ
التبعیّة:وابستگی الرّخام:سنگ مر مر النموذجيّة ُ : نمونه (مترادف:المثالیة ،الأسوة) الرمضاء:گرمای سوزان الخصّیص : وابسته ، ملازم نزديك الطائع:فرمان بر(مرادفه:القانت) الطائع :فرمان بُر دار، مطيع القلب: عوض کردن، تبدیل کردن
الخائف: بيمناك ، ترسنده المُستجیر:پناهنده المَلَل:خستگی، کسالت سمّر :ميخ كوب كرد
المسامير :جمع مسمار، ميخ تّحية : درود ، سلام اخْتارَ : انتخاب كرد، اَرشَدَ(یُرشِدُ) راهنمایی کرد
رقّ (يَرِقُّ) : نرم شد (ضده: غَلُظَ:سفت شد) الفرع:رشته
العلوم الإنسانیة:علوم انسانی أنصار:یاران(مفردها:ناصر)
مَنَحَ:ـــَـــ منحاًبخشید(مترادفه وَ هَبَ،أعطی) الحضارات:تمدن ها(جمع حضارة)
الغاوون : جمع «غاو» گمراه الحرب المفروضة:جنگ تحمیلی
الْمهْلك :هلاك كننده السُفلی: پایین تر
التّفوقّ : برتري الهوان:خواری،ذلت الْايتان : آوردن
أسیاف (مفردها: سیف :شمشیر) الْخُطي : جمع ، خطْوة ، گام ، قدم
یَستطیعُ:می تواند(مرادف: یقدر) الْمُتخلّف : عقب مانده
الجِبال: کوه ها (مفردها:جبل)
بُلْدانٌ مُتَخَلِّفةٌ:كشورهاي عقب مانده مُجيد:آورنده چيزهاي نيكو و پسنديده
قَنَتَ (يقنُتُ، قُنوتاً) :اطاعت كرد، فرمان برد « مترادف أطاعَ»
حاجّة ماسّة:نياز مبرم
المَرأةُ النّموذجّيةُ «زن نمونه»
و ضَرَب الله مَثَلاً لِلّذين آمَنوا امْرَأةَ فِرعونَ. وخداوند براي كساني كه ايمان آورده اند همسر فرعون را مثال زد.
إذ قالت آسیةُ: رَبِّ ابْنِ لـﻰ عندك بَيْتاً فـﻰ الجَنَّةِ! زماني كه آسیه گفت:پروردگارا براي من نزد خود در بهشت خانه اي بساز !
و قالت إمرأةُ فرعونَ نَجِّنـﻰ مِن فرعونَ و عَمَلهِ! و زن فرعون گفت: مرا از فرعون و عمل وي نجات ده!
و قالت إمرأةُ فرعونَ نَجِّنـﻰ من القومِ الظّالمينَ و زن فرعون گفت: و مرا از دست مردم ستمكار رهايي بخش!
اَلفائدةُ فـﻰ هذه الآيةِ أنّ أحداً لا يَنْفَعهُ إلّا عَمَلُه. نكته ي سودمند اين آيه اين است كه كسي بجز از عمل خوش سودي نمي برد.
و لا يُؤْخَذُ أحدٌ بجُرم غيره. و کسی به خاطر گناه غير از خود مورد سؤال قرار نمي گيرد.
و لا يُثاب أحدٌ علي طاعةِ غيره. و کسی از اطاعت و بندگي ديگري پاداشي به او داده نمي شود.
و إن كان خِصّيصاً به ومُلازماً له. اگر چه وابسته ي او و همراهي براي وي باشد .
تبيَّنَ فـﻰ الآية الّتـﻰ قَبْلَها أنّ امرأةَ نوحٍ و امرأةَ لوطٍ لم يَنْفَعْهُما قُربُهما مِن نَبيَّيْنِ. در آيه ي قبل از آن بيان گرديد كه نزديك بودن همسر نوح و همسر لوط به دو پيامبر سودي به آنان نرساند.
وَ تبَيَّنَ فـﻰ هذه الآيةِ أنّ كُفر فرعونَ لم يَتَعَدَّ إلى زَوجته و در اين آيه روشن شد كه ناسپاسي فرعون متوجّه همسرش نشد
لمّا كانت مؤمنةً طائعةً لِلّه تَعالى خائفةً من عِقابه، زماني كه مؤمني فرمانبردار براي خداوند بلند مرتبه و ترساننده از عذابش بود،
بل نَجّاها اللّهُ من عِقابِهِ و أدْخَلَها الجنّةَ علي إيمانها و طاعتها. بلكه خداوند او را از عذاب خود نجات داد وبه خاطر ايمان و بندگيش وي را وارد بهشت گردانيد.
و قولهُ "إذ قالت" يَعنـﻰحين قالت امرأةُ فرعونَ داعيةً اللّهَ و گفتار او - زماني كه گفت- يعني، همسر فرعون هنگامي كه خداوند را مي خواند،گفت:
- ربِّ ابن لـﻰ عندك بيتاً فـﻰ الجنَّةِ پروردگارا براي من نزد خود در بهشت خانه اي بساز و مرا نجات ده.
و نَجِّنـﻰ - أﻯ و خَلِّصْنـﻰ - من فرعونَ و عمله - يعنـﻰ من مِثل سوء عَمَلهِ - يعني، مرا از فرعون و عمل او رهايي بخش - منظور عمل بد او است
و نجّنـﻰ من القوم الظالمين . و مرا از دست مردم ستمكار نجات بده.
يعنـﻰ الذينَ ظَلموا أنفُسَهم بالكفر باللّه و اسْتَحَقّوا لذلك العِقابَ. يعني، كساني كه با كفر ورزيدن نسبت به خداوند بر خويشتن ستم كردند وبه خاطر آن مستحق مجازات شدند
رُوﻯ عن النبـﻰّ (ص) أنّه قال: حسبُك من نِساءِ العالَمينَ أرَبعٌ: و از پيامبر (ص) روايت شده است كه فرمود: از زنان عالم چهار تن براي تو كافي است:
مريمُ بِنتُ عمرانَ و آسيةُ أمرأةُ فرعونَ و خديجةُ بنتُ خُوَيْلِدٍ و فاطمةُ بنت محمَّد (ص). مريم دختر عمران وآسيه همسر فرعون و خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد (ص)
و رُوﻯ أنّ فرعونَ أمر أن تُسَمَّر آسيةُ بأربعةِ مَساميرَ و روايت شده است كه فرعون دستور داد كه آسيه به چهار ميخ كشيده شود.
و يُرْفَع فوقَها حَجَرُ الرُّخام حَتَّي تَرْجِعَ عن قولها و إلّا اُرْسل عليها الحجرُ.فَأراها اللّهُ منزِلَها من الجنَّةِ. فاختارت الجنَّةَ. فَنزَع اللّهُ روحَها. فلمّا اُرْسِل الحَجرُ وقَع علي جَسَدٍ مَيِّتٍ.
و بالاي سرش سنگ مرمر برفراز نگه داشته شود تا اينكه از گفتارش دست بكشد، وگرنه سنگ به رويش فرستاده شود. پس خداوند جايگاه و منزل او را در بهشت به او نشان داد و او (آسيه) بهشت را برگزيد و خداوند روحش را قبضه كرد (گرفت) و هنگامي كه سنگ فرستاده شد بر روي جسدي بي جان افتاد .