پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
سخنان زیبا
نوشته شده در سه‌شنبه 02 آبان 1396
بازدید : 39
نویسنده : saberhp


سخنان زیبا

*****

طبیعی است اگر کشتی را در آب ببینی، اما اگر آب را در کشتی ببینی خطرناک است. تو در قلب دنیا باش ولی دنیا در قلب تو نباشد

*****

اگر چیزی از دست دادی که انتظارش را نداشتی، خداوند چیزی به تو خواهد داد که توقع به دست آوردنش را نداشتی.

*****

خوشبین و امیدوار باش وقتی کارهایت گره می خورد، زیرا خداوند دو بار قسم یاد کرده که به همراه هر سختی آسانی است به همراه هر سختی آسانی است
*****

زندگی از مرگ پرسید :

چرا من نزد انسان ها محبوب هستم ولی از تو نفرت دارند؟
مرگ جواب داد :
برای اینکه تو دروغی زیبا و من حقیقتی دردناک هستم

*****

نمی دانیم بعد از رحمت خداوند چه چیزی ما را به بهشت می رساند؟
رکعتی نماز، دادن صدقه، دادن آب، برآورده کردن نیاز مؤمنان، دعوت به سوی خدا یا ذکر و یاد او ؟
عمل کن و کوچک نشمار

*****

کمی از عاطفه را چاشنی عقلت کن تا آرام گیرد
و کمی از عقل را چاشنی قلبت کن تا مستقیم گردد و هدایت یابد.

*****

قلب هایی را دوست دارم که از دردها با سکوت و آرامش استقبال می کنند و خطاهای دیگران را با حسن نیت توجیه می کنند.

 

*****

اگر از دردها و آلام دنیا خسته شدی اندوهگین نشو... ممکن است خداوند مشتاق شنیدن صدایت در وقت دعا و تضرعت شده... برای لبخند زدن منتظر خوشبختی نباش بلکه لبخند بزن تا خوشبخت شوی.... وقتی تدبیر کارها با خداست این همه فکر کردن برای چه؟... وقتی همه چیز نزد خداوند معلوم است این همه نگرانی برای چه؟ .... پس آرام باش که تو تحت نظر خداوند نگهبان و مراقب هستی .... قبل از زبان با قلبت بگو « فوضت أمري إلى الله » (امورم را به خدا واگذار می کنم) خداوند در مقابل یاد و ذکرش، روزگار خوشی برای شما فراهم خواهد کرد.

*****

اگر آدرس رزق و روزیت را نمی دانی .... نترس... چون او آدرس تو را می داند... اگر تو به او نرسیدی ... حتما او به تو خواهد رسید.
*****
اگر بدی را با بدی پاسخ دهیم ... کی بدی پایان خواهد یافت؟
خداوند می فرماید : "فمن عفا وأصلح فأجره على الله" (پس هر کس که درگذرد و آشتی کند، پاداشش بر خداوند است)
*****
وقتی دیرمان شده، در برابر مدیرمان شرمنده و سرافکنده می ایستیم... آیا وقتی از نماز و ایستادن در پیشگاه خداوند عقب افتاده ایم همین احساس را داریم؟
*****

به خاطر نعمت و دارایی به هیچ کس حسادت نکن زیرا نمی دانی خداوند در مقابل چه چیزی را از او ستانده است .... اندوهگین نباش اگر مصیبتی به تو رسید زیرا نمی دانی خداوند در مقابل چه چیزی را به تو خواهد داد"إنما يوفى الصابرون أجرهم بغير حساب" (صابران، پاداش خود را بی شمار و تمام دریافت می دارند)
*****
دو سخن حکیمانه از زیباترین حکمت هایی که امروز دریافت کرده ام :
سخن حکیمانه ژاپنی ها :
هر سقوطی پایان نیست ... سقوط و نزول باران، زیباترین آغاز است.
*****
حکیمی یونانی می گوید :
من از اینکه بدون کفش راه می رفتم می گریستم ... اما وقتی مردی بدون پا دیدم، از گریستن دست کشیدم .... در هر وضعیتی، شاکر خداوند باش
*****
روزی پی خواهی برد که:
حزن و اندوهت تو را از آتش حفظ خواهد کرد و صبرت، تو را به بهشت خواهد رساند.
*****
اگر با پولت صدقه نمی دهی
با لب و دندانت صدقه بده
"لبخند بزن"
*****
از کارهای عجیب و غریب انسان است که از شنیدن نصیحت متنفر است ولی به رسوایی و بدیها گوش می دهد...
*****
اگر منتظر رسیدن به رضایت در پایان روز باشی؛ حتما به رضایت خواهی رسید
از خداوند کریم کمک بخواه
از خداوند رحیم یاری بخواه
از خداوند عظیم کمک بگیر
*****
سعی کن مردم در تو فقط سعادت و خوشبختی سراغ داشته باشند و از تو فقط لبخند ببینند
*****
اگر کارهایت بر تو سخت آمد
بهشت تو در قرآن باشد
اگر از تنهایی رنج کشیدی
دعایت به سوی آسمان باشد
اگر از حال و احوالت پرسیدند
شکر خدا بگوی و لبخند بزن
*****




گلچینی از بهترین بیت های شاعران
نوشته شده در سه‌شنبه 02 آبان 1396
بازدید : 42
نویسنده : saberhp

*********

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت       به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد

*********

 

.....مرد حجی همره حاجی طلب        خواه هندی،خواه ترک، یا عرب....
منگر اندر نقش و اندر رنگ او         بنگر اندر عزم و در آهنگ او ...
گر سیاه است و هماهنگ تو است       تو سفیدش خوان که همرنگ تو است.

*********

آب این جوی به سرچشمه نمی گردد باز       بهتر آن است که غفلت نکنیم از آغاز

*********

از کوزه همان برون تراود که در اوست

*********

که گر عرشی به فرش آیی وگر ماهی به چاه افتی    وگر بحری تهی گردی ، وگر باغی خزان بینی

*********

در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت       این عوعوِ سگان شما نیز بگذرد

*********

گر توکل می کنی در کار کن        کشت کن پس تکیه بر جبار کن

*********

جهان چو خط و خال و چشم ؟ ابروست    که هر چیزی به جای خویش نیکوست
اگر یک ذره ره برگیری از جای......    ......خلل یابد همه هگعالم را سراپای

*********

دلی کز معرفت،نور و صفا دید       به هرچیزی که دید اول خدا دید

*********

افسوس
بنی آدم ابزار یکدیگرند..........       .....گهی پیچ ومهره گهی واشرند

یکی تازیانه یکی نیش مار......         ....یکی قفل زندان،یکی چوب دار

یکی دیگران را کند نردبان......         ........یکی میکشد بار نامردمان

یکی اره شد،نان مردم برد.......        .....یکی تیغ شد خون مردم خورد

یکی چون کلنگ و یکی همچو بیل        یکی ریش و پشم و یکی بی سبیل .

یکی چون قلم خون دل می خورد.        ....یکی خنجر است و شکم می درد

خلاصه پرازنفرت وکین واندوه وآز        نه رحم و نه مهر و نه لطف و نه ناز

همه پر کلک پر ریا حقه باز..          ......چو عضوی بدرد آورد روزگار..

دگر عضوها پا گذارند فرار

*********

 

به گورستان گذر کردم کم و بیش....    ....بدیدم حال دولتمند و درویش

 

 نه درویشی به خاکی بی کفن ماند...    ..نه دولتمند برد از یک کفن بیش

 

 خاک شد هر که در این خاک زیست....    خاک چه داند که در این خاک کیست

 

 سر انجام که باید در این خاک رفت.    ....خوشاآنکه پاک آمد و پاک رفت

*********

گل باش که همنشین عطّار شوی      زان پیش که همدم خس و خار شوی

 

زحمت متراش و جمله رحمت باش      ...پل باش بجای آنکه دیوارشوی

*********

گل باش که همنشین عطّار شو...    زان پیش که همدم خس و خار شوی

زحمت متراش و جمله رحمت باش    .......پل باش بجای آنکه دیوارشوی

*********

 

 

 

 




عکس نوشته
نوشته شده در سه‌شنبه 02 آبان 1396
بازدید : 52
نویسنده : saberhp

عکس نوشته




حکایت_خواندنی
نوشته شده در شنبه 29 مهر 1396
بازدید : 44
نویسنده : saberhp

روزی سه نفر با هم خربزه می خوردند و فقیری طرف دیگری آنها را نظاره می نمود، برای آنکه هیچ کدام دلشان نمیامد از سهم خود به آن فقیر بدهند، یکی گفت:

روایت است از چیز هایی که بخشش آن کراهت دارد یکی انار است و دیگری خربزه.

دومی گفت: همچنین روایت است که خربزه را باید آنقدر خورد که خورنده را جواب کند.

سومی گفت: و نیز روایت است که هر کس سر از روی خربزه بلند نکند به وزن همان خربزه به گوشتش اضافه می شود.

وقتی خربزه تمام شد، باز نتوانستند از پوستش دل کنده برای فقیر بگذارند. باز ذکر روایت شروع شد.

یکی گفت: دندان زدن پوست خربزه دندان را سفید و اشتها را زیاد می کند.

دومی گفت: پوست خربزه چشم را درشت و رنگ پوست را براق می کند. 

سومی گفت: دندان زدن پوستِ خربزه تکبر را کم و آدمی را به خدا نزدیک می نماید. و آنقدر دندان زدند و لیف کشیدند تا پوست خربزه را به نازکی کاغذی رساندند

فقیر که همچنان آنان را می نگریست گفت: من رفتم، که اگر دقیقه ای دیگر در اینجا بمانم و به شما ها بنگرم می ترسم با روایات شما، پوست خربزه مقامش به جایی برسد

که لازم باشد مردم آن را بجای ورق قرآن در بغل بگذارند و تخمه اش را تسبیح کرده، با آن ذکر یا قدّوس بگویند.

عبید زاکانی




انشاء _ مادر
نوشته شده در شنبه 29 مهر 1396
بازدید : 49
نویسنده : saberhp

مادر کسی که نه ماه درد و رنج را برای سالم نگه داشتن تک تک ما برخود تحمل می کند و هنگام متولد شدنمان دردی می کشد که درکش برای ما حتی ذره ای امکان پذیر نیست،اما متولد شدن ما پایان کار نیست.
افسوِسِ هرروز مادر برای عاقبت بخیری فرزندش در دنیا و اخرت بهانه ای است برای سفید شدن موهای گرانبهایش.
مادر کسی است که حتی هنگام مرگ عزیزانش یادش به فرزندانش هست که مبادا با چهره ی ناراحتش شور و شوق آنها را برهم ریزد.
درست است که می گویند مادر در زندگی مانند مداد است،کم کم تراش می خورد تاحضوری پر رنگتر داشته باشد در زنگی عزیزانش
تمام پیامبران با فرشتگان در ارتباط بودند و چهره ی انها را میدیدند چیزی که برای ما حتی برای چند لحظه هم ممکن نیست جز دیدن یک فرشته،مادر.
احتمالا تا کنون دستتان را در دست مادرتان گرفته اید و احساس شگفت انگیزی را درک کرده اید،درست مثل اینکه خون آرامش در تمام رگ های انسان شروع به دویدن می کند.
اما متاسفانه آزار و اذیت های هرروز ما به مادر قطره قطره از عمر ارزشمند او را می کاهد و وقتی قدر اورا می دانیم که دیگر برای بوسیدن دست هایش و ارامش گرفتن از شانه هایش دیر شده است.

 




آرایه های ادبی در یک نگاه
نوشته شده در جمعه 28 مهر 1396
بازدید : 41
نویسنده : saberhp

آرایه های ادبی در یک نگاه 

 

آرایه های ادبی در یک نگاه////:::::




حکایت_ بهلول و هارون الرشید
نوشته شده در پنج‌شنبه 27 مهر 1396
بازدید : 36
نویسنده : saberhp

**بهلول و هارون الرشید**

 

 


بهلول، هارون رشید را در حمام دید
و گفت: به من یک دینار بدهکاری ، طلب خود را می خواهم.

هارون رشید گفت: اجازه بده از حمام خارج شوم
من که اینجا عریانم و چیزی ندارم بدهم

​بهلول گفت: در روز قیامت هم این چنین عریان و بی چیز خواهی بود

پس طلب دنیا را تا زنده ای بده که حمام آخرت داغ تر است و دستت خالی تر ...




بازدید : 36
نویسنده : saberhp

**برخی از اشتباهات متداول چهارم انسانی ها _ دروس تخصصی**

در این پست مطالبی را قرار داده ام تا به وسیله آن از اشتباهات دیگران عبرت بگیریم.

که شامل سوالاتی از دروس تخصصی علوم انسانی ها است که کنکوری ها را به دام می کشند.

 

برای دانلود رایگان این فیل به ادامه مطالب مراجعه فرمایید.




حکایت - از شخسی پرسیدند...
نوشته شده در پنج‌شنبه 27 مهر 1396
بازدید : 47
نویسنده : saberhp

ﺍﺯ شخصی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ، چه به دست ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯼ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻫﻴــﭻ ...! ﺍما ، ﺑﻌﻀﯽ چیزﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ ؛ ﺧﺸﻢ ، ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ، ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻋﺪﻡ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻭ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﯼ ﻭ ﻣﺮﮒ ...


ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺑـه دﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺣﺎلماﻥ ﺧﻮﺏ می شوﺩ ؛ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍدن ها ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺳﻮﺩﻩ و راحت مان می کند ...




سخنان ناب - خواجه عبدالله انصاری
نوشته شده در پنج‌شنبه 27 مهر 1396
بازدید : 27
نویسنده : saberhp

خواجه عبدالله انصاری

در عجبم از کسی که کوه را می شکافد تا به معدن جواهر برسد،ولی خویش را نمی کاود تا به درون خود راه یابد. 

 

 




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران