پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
پندهای زندگی _ داستان کوتاه
نوشته شده در شنبه 13 آبان 1396
بازدید : 46
نویسنده : saberhp

**داستان كوتاه**

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست؟
گفت: عادت دارم
گفت: میگویم برات لباس گرم بیاورند ...
و فراموش کرد ...

صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما
وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد ... !

مواظب وعده هایمان باشیم.





مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران